‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

سخنرانی پادشاه در معرفی نامزدهای بهترین فیلم (کلیپ با زیرنویس فارسی)


قبل از اینکه "سخنرانی پادشاه " رو ببینم "شبکه اجتماعی" رو بهترین فیلم می دونستم. ولی بعد دیدن" سخنرانی " چنان شیفته این فیلم شده بودم که با وجود اینکه "قوی سیاه" رو در سانس بعدی دیدم که در جای خودش فیلم ارزشمندی حساب می شه ، ولی در هنگام بیرون رفتن از سالن و حتی در روزهای بعد فقط به این فیلم فکر می کردم و نجوای سخنرای پادشاه با آن آهنگ فوق العاده و ادای کلمات به صورت شمرده ، و مکث فوق العاده "کالین فرث" سر کلمه challenge  به طور اعجاب آوری در خیال من موج می زد . این ویدئو کلیپی است که در پایان مراسم اسکار هنگام اعلام بهترین فیلم پخش شد. در این کلیپ پادشاه سخنرانی می کنه و هر یک از فیلمهای نامزد با مونتاژی بسیار زیبا به صورت هماهنگ با سخنرانی نمایش داده می شوند ، به گویی کلمات پادشاه توصیف گر سکانس های این فیلم هاست.
اگر به قسمت انتهایی سخنان پادشاه دقت کنید می بینید که چقدر این توصیفات به حال امروز ما شباهت داره و گویی خطابش ما هستیم.
دانلود لینک 1

سعی کردم کلمات را به صورت بریده همراه با سخنرانی ترجمه کنم ، برای همین گاهی کلمات از لحاظ دستوری نا هماهنگ هستند

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

Damned United, The




"یونایتد لعنتی" محصول سال 2009 و به کارگردانی "تام هوپر" می باشد. بعد از ناکامی تیم ملی فوتبال انگلیس در راهیابی به جام جهانی 1974  ، مربی تیم "سر الف  رمزی " جای خود را به "دان ریوی" مربی موفق "لیدز یونایتد" داد. "برایان کلاف" با بازی فوق العاده "مایکل شین" از تیم "دربی کاونتی" بیرون آمد و جایگزین "دان روی" افسانه ای در تیم معروف "لیدز یونایتد" شد. "برایان کلاف" که همواره از منتقدین " دان ریوی" و بازی پر خشونت بازیکنان این تیم بود حالا مدیریت همین تیم موفق و ثروتمند را به دست می گیرد." برایان کلاف " در اولین مواجهش با بازیکنان به آنها می گوید که هر چه جایزه و کاپ تا اکنون بدست آورده اند را بیرون بیندازند چون هیچ کدامشان را منصفانه به دست نیاورده اند.


۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

Cove, The



فیلم مستند "خلیج" محصول سال 2009 و به کارگردانی "لوئیس سیویاس" می باشد. فیلم از جایی شروع می شود که ما شاهد ورود افرادی سیاه پوش به محلی نامعلوم به صورت مخفیانه می باشیم.صدای کارگردان را می شنویم که می گوید " ما خیلی دوست داشتیم این کار رو قانونی انجام بدیم". این فیلم مستند تصویرگر تلاش گروهی ، برای به تصویر کشیدن قتل عام دلفین ها در منطقه ای به نام "تایجی" در ژاپن می باشد. با وجود بیانیه دولت ژاپن که بر کشته شدن حدود هزار دلفین در سال در این منطقه دلالت دارد، شنیده ها حاکی از آن است که سالی 23 هزار دلفین در خلیجی کوچک در این منطقه قتل عام می شوند. فیلم با معرفی "ریک ا بری" ادامه میابد، کسی که به قول خودش 10 سال اول عمر خودش را صرف تربیت دلفین ها، و 35 سال بقیه را صرف آزاد کردن آنها از آکواریوم ها کرده. "ریک ا بری" به قدری در "تایجی" منفور است، که از ترس شناخته شدن توسط مردم و مسئولین منطقه بر صورت خود ماسک می زند. این اثر روایتگر ماموریتی غیر ممکن توسط گروهی حامی دلفین ها برای تصویر اتفاقی غم باریست که سالانه در این منطقه مخفیانه اتفاق می افتد.
http://persianisland.blogspot.com

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۱, جمعه

White Ribbon



فیلم "روبان سفید" محصول کشور آلمان و به کارگردانی "میشائل هانکه " می باشد.داستان فیلم در روستایی در کشور آلمان قبل از آغاز جنگ جهانی اول اتفاق می افتد. معلم مدرسه به عنوان راوی فیلم از خاطرات گذشته خود در روستا می گوید ، خاطرات دهشتناکی که به قول معلم هنوز باور کردن آنها و این که چه کسانی مسبب آنها بوده اند سخت است. فیلم از جایی شروع می شود که دکتر دهکده که سوار بر اسب خود به خانه بر می گشت توسط تله ای که بر سر راهش گذاشته شده بود با اسب به زمین می خورد و راهی بیمارستان می شود. در ادامه ما شاهد روایت زندگی مردم دهکده هستیم که البته زندگی آنها با حوادثی دیگر نیز قرین می شود. کشیش دهکده فردی قانون مدار است که با کوچک ترین سرپیچی کودکان خود را تنبیه می کند، اون روبانی سفید را بر دست فرزندان خود می بندد که یاد آور معصومیت کودکانه آنها باشد. با نزدیک شدن به زندگی این افراد شاهد نوعی خشونت نسبت به فرزندان و زنان هستیم که دامنه این خشونتها تا سوء استفاده های جن*سی نیز می رسد. از طرفی حوادث ناگوار دیگری نیز برای روستا اتفاق می افتند، از مردن فردی در آسیاب روستا گرفته تا آتش گرفتن انبار غله و کور شدن کودکی کند ذهن.

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

Gangs of New York




نقدی بر دارودسته نیویورکی با محوریت شخصیت بیل کاتینگ
خواندن این نــقد باعث لو رفتن داستان میشود

فیلم سینمایی "دارو دسته های نیویورک" محصول سال 2002 و به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و به نویسندگی جی کاکس با همکاری "استیون زیلیان" می باشد. داستان فیلم در سال 1963 اتفاق می افتد یعنی دو سال مانده به پایان جنگ های داخلی آمریکا،" آمستردام ولون" جوانیست که به محله "فایو پویت" نیویورک رجعت می کند که انتقام قتل پدرش را توسط فردی به نام " بیل کاتینگ" معروف به "بیل قصاب" بگیرد. بیل که اکنون قدرتمند تر شده و کل ناحیه "منهتن جنوبی" را با دارودسته گانگستری خود می گرداند و هر خلافی در این ناحیه زیر نظر او انجام می شود. آمستردام خود را در دارو دسته "بیل قصاب" جا می کند و سعی می کند هر چه بیشتر به جمع یاران وفادار "بیل قصاب" نزدیک تر شود.


فیلم از فضایی غار مانند، با دیوارهای گلی و مشعل های آویخته شده شروع می شود. گروهی از افراد با صورت ها چرکین و دست های پینه بسته در حال تیز کردن تبر ها و شمشیر ها و آماده کردن چماق های خود هستند. شاید عجیب باشد در میانه قرن نوزدهم ، قرن توپ و آتش و اسلحه، استفاده از ابزاریهایی که در جنگ های صلیببی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت. با باز شدن در ، دوربین از فضای تاریک داخلی به فضای بسیار روشن خارجی ، یعنی پهنه میدان" پارادیز" نیویورک که پوشیده از برف است حرکت می کند. سکوت فضای یک دست سفید میدان را فرا گرفته ، دو گروه در دو طرف میدان قرار می گیرند، یک طرف خارجی ها که بیشترآن ایرلندی هستند و دیگری "بومی ها" که خود را امریکایی اصیل می دانند ، سخنرانی قرای "بیل کاتینگ" رئیس دارو دسته متخاصم سکوت مرگ آور را می شکند:



"با دعوت من، و بر اساس قانون کهن مبارزه، ما در این مکان منتخب گرد آمدیم ، تا برای همیشه گروهی که باید بر "فایو پویت" سلطه داشته باشد مشخص شود: یا ما ..آمریکایی های اصیل ، که در این خاک زاده شده ایم و یا ایل و تبار اجنبی که این خاک را بی حرمت کرده اند"


۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

Downfall


فیلم سقوط محصول سال 2004 و کشور آلمان می باشد. در این فیلم ما شاهد آخرین روزهای زندگی هیتلر و رژیم آلمان نازی می باشیم. بیشتر صحنه های فیلم در پناهگاه زیرزمینی ای می گذرد که هیتلر و همراهانش در آن زندگی می کنند. فیلم بیشتر از دید منشی هیتلر روایت می شود ولی در هر حال نقش اصلی فیلم را خود هیتلر عهده دار است. در صحنه آغازین با گروهی از دختران جوان روبرو می شویم، که برای انتخاب شدن به عنوان منشی به دفتر خصوصی هیتلر می روند. دفتری تاریک با فضایی مستطیل مانند. دخترها کنار دیوار به صف می شوند و با اعلام نگهبان هیتلر وارد اتاق می شود. شباهت عجیب "برونو گانز" بازیگر نقش هیتلر در همان صحنه های ابتدایی بی بدیل است. راه رفتن و نگاه کردن ، و دست دادن با یک یک دختر ها. نگاه هیتلر به دختر جوان روایت گر ماست . او از همان ابتدای ورود به اتاق منشی خود را انتخاب کرده و دست دادن با بقیه و پرسیدن نامشان یک تعارف است. دختر به دفتر کار هیتلر فرا خوانده می شود ، پشت میز تایپ می نشیند و با سخن گفتن هیتلر شروع به تایپ می کند. از طرفی حضور در کنار رهبر آلمان و از طرف دیگر سخن گفتن قهارانه این رهبر ، دختر را دچار چنان هراسی می کند که قادر به تایپ نیست ، در متن چاپی غلط زیاد دارد. هیتلر به کاغذ تایپ شده نگاهی می کند و رو به دختر می کند و می گوید ،" اشکال نداره ، دوباره تایپ کن".

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

The Conformist


فیلم " conformist" محصول سال 1970 و به کارگردانی "برناردو برتولوچی" از کشور ایتالیا می باشد. داستان فیلم درباره مردیست ضعیف النفس به نام "ژان لویس تریتیناننت" که در صدد اثبات وفاداری خود به نظام "فاشیست" است و در همین راه حاظر می شود که به فرانسه سفر کرده و استاد سابق خود را که اکنون به فرانسه گریخته و یک ضد فاشیست محسوب می شود را ترور نماید.او که به تازگی با دختری از طبقه  متوسط جامعه ازدواج کرده تصمیم می گیرد ، که این ماموریت را با دوران ماه عسل خود در پاریس پیوند بزند.او در ملاقات با استاد خود به زن استاد علاقه مند می شود، و از طرفی برای کشتن استاد که او را از فلسفه ضد فاشیسم آگاه می کند تردید می نماید. در این میان "ژان لویس" به یاد خاطرات هراس ناک دوران بچه گیش می افتد.