۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

Rome



سريال رم محصول سال 2005 و شبكه HBO مي باشد. اين سريال با همكاري سه كشور انگلستان و شبكه BBC ، آمريكا و ايتاليا تهيه و توليد شد. داستان سريال درباره حوادث تاريخي رم قديم ميباشد. سريال از به قدرت رسيدن سزار و اختلافش با مجلس سناي رم و روابط عاشقانه اش با كلوپاترا شروع ميشود و با فرار مارك آنتوني به مصر  و به قدرت رسيدن امپراتور آگستين به پايان مي رسد. با اينكه تم اصلي سريال ماهيت تاريخي دارد ولي به مسائل مختلفي از روابط خانوادگي و عاشقانه گرفته تا حسادت هاي زنانه و قدرت طلبي ها و زورگويي هاي مردانه با تاكيد بر آداب و رسوم آن دوره توجه شده است. البته در سريال بيشتر به روابط شخصيت ها و سياستمداران اشاره شده تا جنگ ها و نبردهاي تن به تن. سيارن هيدز در نقش جوليوس سزار فوق العاده بازي كرده و به خوبي اين شخصيت جاه طلب و افسانه اي تاريخ رم را تصوير كرده است. 

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

My name is Earl


سريال نام من ارل است سريالي كمدي، محصول شبكه NBC و سال 2005 مي باشد. داستان سريال درباره فرد تبهكاريست به نام ارل هيكي ، كه از هر گونه دله دزدي و كار خلاف چشم پوشي نمي كند، او كه قدي بلند و سيبيلي پر پشت دارد با قلدري در محله همراه با برادر خل وضعش زندگي ميكند.روزي از روزها ارل برنده كارت صد هزار دلاري لاتاري مي شود، ولي در همان لحظه آن كارت را در تصادفي مرگ بار گم مي كند. زماني كه در بيمارستان بستري مي شود، تحت افيون داروهاي ضد درد ، به اين نتيجه ميرسد كه اتفاقات بدي كه برايش مي افتد نتيجه كارهاي بديست كه او كرده و در يك لحظه كارما (تناسخ، مراقبه) را منش خود قرار ميدهد. او ليستي از كارهاي بدي كه در طول دوران زندگيش انجام داده از كتك زدن بچه هاي ضعيف دوران دبستان، تا دزديدن اموال ديگران، يا مسخره كردن آدم ها تهيه مي كند و بر طبق اين ليست سعي در جبران بدي هاي گذشته مي نمايد. در همان ابتداي كار ، ارل كارت لاتاري گم شده خود را ميابد و با يافتن كارت در تصميم خود ثابت قدم تر مي شود.


گريگوري گارسيا ، خالق اين اثرسريالي خنده دار، شخصيت هايي بامزه و داستاني جذاب را بوجود آورده. مي توان گفت تمام شخصيت هاي سريال از خود ارل گرفته تا برادر كودنش ، و زن سابق هوس رانش و حتي شوهر زن سابقش  همه و همه فوق العاده جذاب و بامزه اند. البته شخصيت ها كمي حالت كارتوني دارند ولي اين حالت اتفاقا ديدن آنها جذاب تر مي كند. اين سريال در 4 سيزن تهيه و توليد شد و در مي 2009 به اتمام رسيد ، البته منظور از اتمام اينست كه كنسل شد. 

امتياز: 8.7
سختي ديالوگ ها: 3.5
مخاطب: عام


 

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

Entourage




 
سریال رفقا(یا همراهان) از سال 2004 و شبکه HBO شروع به پخش شد. این سریال به تهیه کنندگی مارک والبرک و استیون لوینسون در باره ستاره ای نوظهور در هالیوود به نام وینسنت چیس "Vincent Chase" است . این بازیگر که از محله ای فقیر نشین در نیویورک آمده است با دوستان دوران کودکی خود و به همراه برادر خود جانی دراما Johnny Drama""در خانه مجلل خود در هالیوود زندگی می کند. این سریال بیش از هر چیز به دو نکته اساسی می پردازد ، یکی زندگی در هالیوود و دومی دوستی و رفاقت. این گروه چهار نفره ، با اینکه هم اکنون به ثروت و شهرت رسیده اند(البته یکی از آنها) ولی رفاقت خود را از دست نداده اند و وینسنت به عنوان یک ستاره هالیوود همانند دوران کودکی خود با دوستان خود رفتار می کند و هیچ اثری از غرور در اخلاق و رفتار آن نمی بینیم. وینسنت برادری دارد به نام جانی دراما (شخصیت مورد علاقه من) که از او بزرگتر است و به عنوان یک بازیگر درجه 3 مطرح است و دارد حرفه خود را از دست میدهد، او که هنوز مست شهرت پیشین خود است همیشه با این تکه کلام " جانی دراما هستم ، منو که یادتون میاد" سعی به یاد آوری گذشته دارد که دارد به کلی فراموش میشود.

۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

‍Carnivale


سريال كارنيوال محصول سال 2003 و شبكه HBO در ژانر رمزآلود و درام تهيه و توليد شد. شايد توصيف اين سريال و فضاي عجيبي كه خلق كرده به سختي توصيف فضاي كتاب صد سال تنهايي ماركز باشد. در اين سريال همه چيز در فضايي سورئال روايت مي شود ، كه جلوه هاي تصويري نيز به مدد داستان پردازي خارق العاده اين سريال آمده و يكي از شاهكارهاي HBO را به كمك خالق آن دنيل ناف خلق كرده. داستان سريال در 1930 و در ميانه ركود اقتصادي و فقر فراگير در آمريكا روايت مي شود.كارنيوالي در حال عبور از بيابان است كه پسري را پيدا ميكند كه در حال دفن مادر خود است. پسر جوان كه همه چيز خود را از دست داده به دستور رئيس كارنيوال ، به آنها مي پيوندد. اين كارنيوال كه افراد آن به نظر پسر جوان كمي عجيب مي ايند، از شهرهاي مختلف عبور مي كند و به سرگرم كردن مردم با نمايش هاي بعضا عجيب خود مي پردازد.زني كه ريش دارد، مردي كه سه متر قد دارد ، پير مرد كوري كه با ارواح حرف مي زند، و دختر جواني كه با كمك مادر فلجش آينده و گذشته را پيش بيني مي كند. اين كارنيوال توسط كوتوله اي مديريت مي شود كه ميانجي بين رئيس كارنيوال و كارمندان آن است. رئيس هميشه در كابين خود زندگي مي كند و از پشت پرده با كوتوله كه سمسون نام دارد حرف مي زند. با گذشت زمان پسر جوان متوجه ميشود كه همراهيش با اين كارنيوال و افراد عجيبش اتفاقي تصادفي نبوده و چيزي فراتر از تصور او در حال انجام است. به طور موازي داستان ديگري نيز روايت مي شود، داستان كشيشي متعهد كه به ناكهان احساس مي كند خدا با او حرف مي زند. او به دستور معبود ، كليسايي بزرگ بنا مي كند و از كودكان بي سرپرست در آن مكان نگهداري مي كند، يك شب كليسا آتش مي گيرد و همه كودكان مي ميرند. كشيش مجنون مي شود و به تيمارستان مي افتد ، ولي عجيب آنكه هنوز به او وحي ميشود. 


۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

South Park


ابتدای سریال South Park با این کلمات شروع می شود.تمام شخصیت های و وقایع در این سریال حتی انهایی که بر اساس افراد حقیقی ساخته شده کاملا تخیلی هستند. تمامی صدا های افراد مشهور به صورت کاملا ناشیانه ای تقلید شده . این برنامه حاوی الفاظ رکیک می باشد و با توجه به محتوای ان دیدن ان به هیچ کس توصیه نمی شود. ...
ایده سریال South Park توسط تری پارکر و مت استون ابتدا به عنوان پروژه دانشجویی شکل گرفت ، ولی بعدها تبدیل به یکی از بزرگترین سریالهای انیمیشنی البته برای بزرگ سالان تبدیل شد. از سال 1997 تا به حال ، این سریال کمدی همواره از سریالهای جنجال افرین بوده که همیشه بعد از پخش قسمتی از ان ، اعتراضات و تشویق های زیادی را به دنبال داشته. درباره اینکه مخاطبان این سریال چه کسانی هستند ، واقعا نمی توان درست حدس زد ، ولی مسلما این سریال برای کودکان و نوجوانان ساخته نشده و شاید می توان همان طور که از نوشته ابتدای ان فهمید حتی بزرگسالان نیز برای دیدن این سریال صلاحیت ندارند. ولی چرا؟