‏نمایش پست‌ها با برچسب HBO. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب HBO. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

Game of Thrones


سریال "بازی تاج و تخت " محصول  سال 2011 و شبکه "HBO" می باشد. سیزن یک این سریال از سرزمین پهناوری به نام "وستروس"  آغاز می شود که شامل "هفت اقلیم" است. این هفت اقلیم توسط حکومت مرکزی که تخت آهنین نامیده می شود اداره می شوند. جایگاه پادشاهی که هم اکنون در اختیار شاه "رابرت" است ، همواره دستخوش نبردهای بی پایان برای کسب قدرت مرکزی می باشد. در "وستروس" تابستان رو به پایان است و زمستان که گاهی سالها به درازا می کشد نزدیک. سالمندان برای نوه های خود از تاریکی و یخبندان دهشتناک دوران سرما همراه با موجودات خبیث مدفون شده در زیر یخ ها سخن می گویند که با آمدن فصل سرما سر از بالین برف بیرون آورده و عزم عبور از دیوار عظیمی می کنند که به نوعی تنها مانع بین انسانها در جنوب و یخبندان در شمال می باشد. "لرد استارک" مالک اقلیم "وینترفال" توسط دوست خود "شاه "رابرت" به پایتخت فرا خوانده می شود تا به عنوان دستیار پادشاه به مشکلات بی پایان حکومت رسیدگی کند. "لرد استارک" که فردی درستکار و با شرافت است با بی میلی دعوت شاه را قبول می کند ، ولی زمانی که به سرزمین تخت شاهی می رسد شرایط را بسیار هولناک تر از آنچه تصور می کرد می بیند.

۱۳۹۰ فروردین ۱۹, جمعه

Boardwalk Empire

 "سریال امپراطوری بورد واک" محصول سال 2010 و شبکه HBO  می باشد. سریال از دوران ممنوعیت فروش و استفاده از مشروبات الکلی در آمریکا  در سال 1920 شروع می شود.در این دوره گروههای مافیایی فعالیت گسترده ای را برای قاچاق مشروبات شروع کردند. "ناکی تامسون" با بازی "استیو بوشمی" خزانه دار " آتلانتیک سیتی " شخصیت اصلی داستان است. او سیاست مداری کار کشته است که با فصاحت و بلاغت تمام حرف می زند ، خوش پوش و خوش مشرب است و قدرت زیادی در شهر دارد. او در کنار منسب دولتی که تقریبا پوششی برایش حساب می شود به فعالیت های مافیایی در کنار دبگر مسئولان شهر مشغول است. با تصویب طرح ممنوعیت مشروبات الکلی بازار جدید و پر رونقی در "اتلانتیک سیتی" بوجود می آید ، بازاری که اگرچه بسیار پرسود است ولی پی آمد جنگی تمام عیار بین نیروهای فدرال با قاچاقچیان می شود.



۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

Treme


سریال "ترمی" محصول سال 2010 و شبکه HBO  می باشد. "ترمی " نام محله ای در "نیواورلئان" می باشد که ساکنانش  آن را قلب موسیقی دنیا می دانند . سریال سه ماه بعد از طوفان کاترینا را تصویر می کند . "نیو اورلئان" تبدیل به شهری طوفان زده و مخروبه شده و هنوز خانه های بسیاری بدون سکنه مانده ، اوج خرابی ها به گونه ایست که گویی با شهر ارواح روبرو هستیم . با این حال ساکنین این شهر طوفان زده عزم آن کرده اند که با وجود تمام کمبود ها به خانه خود باز گردند و شهر خود را دوباره بسازند. شاید تنها یک چیزدر محله ترمی قبل از طوفان و بعد از طوفان همچنان ثابت مانده است و آن هم موسیقی است. مردمان این محله همراه با موسیقی به این شهر وارد می شوند ، و موسیقی جاز با وجود تمام کاستی ها بخشی جدا ناپذیر از زندگی آنها شده است. 
persianisland.blogspot.com

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

Big Love


http://persianisland.blogspot.com
سریال" عشق بزرگ" محصول سال 2006 و شبکه HBO  می باشد. داستان از سه خانه در جوار یک دیگر شروع می شود، در هر یک از این خانه ها زنی خانه دار با تعدادی بچه با سنین مختلف زندگی می کنند. "بیل هنریکسون" صاحب فروشگاهای زنجیره ای لوازم ساختمانی، تنها مردی است که به این سه خانه رفت آمد دارد ، با این تفاوت که برای ورود به این خانه ها ، همیشه از یک در و یک خانه استفاده می کند، و برای ورود به دو خانه دیگر از حیاط پشتی خانه ها که به هم متصل است بهره می برد. "بیل هنریکسون" یک چنده زنه است و از همه مهمتر یک "مورمن" ( پیروان دینی تاسیس شده توسط "جوزف اسمیت") است. او سه زن و نه فرزند دارد و مانند بقیه "چند زنه ها" در ایالت "یوتا" این موضوع را از ترس آبروی خود و همین طور تعقیب نهاد های امنیتی پنهان می کند. "بارب" زن مسن تر و قانونی "بیل" می باشد، او به نوعی رئیس دو زن دیگر می باشد ، برنامه ریزی های مختلف این سه زندگی مختلف زیر نظر "بارب" انجام می شود، این که "بیل" باید چه شبی به چه خانه ای برود و یا اینکه مسئولیتهای مختلف خانه و نگهداری بچه ها توسط چه کسی انجام گیرد همه توسط"بارب" و البته با مشورت دو زن دیگر انجام می شود. "نیکی " زن دوم کمی زرنگ و مکار است ، پدر او "رومن گرنت" رهبر یکی از شاخه های کلیسای "مورمن" ها می باشد، که چند همسری را ترویج می کنند. او فردی مسن ولی مقتدر و حیله گر است، و با "بیل هنریکسون" دشمنی بسیاری دارد که ریشه آنها به سالها قبل بر می گردد. زن آخر و جوان تر "بیل" "مارجین " نام دارد که ساده و سر به هوا است. زندگی " بیل هنریکسون" پیچیده تر از آن است که تصور آن می شود.
http://persianisland.blogspot.com

۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

The Wire


سریال "شنود" محصول سال 2002 تا 2008  و شبکه HBO  می باشد. داستان از آنجایی شروع می شود که مجرمی سابقه دار به نام " دی آنجلو بارکسدل"بعد از انصراف شاهد  از اتهام قتل بری شناخته می شود و  آزاد می گردد. بعد از آزادی او کارآگاهی به نام "جیمز مکنولتی" با قاضی صحبت می کند ، و علت آزادی این مجرم را در وابستگیش به باند بزرگ قاچاق مواد مخدر که توسط " ایوان بارکسدل" دایی "دی آنجلو" اداره می شود می داند و به قاضی می گوید که این فرد مضنون به قتل بیش از ده نفر از افراد مختلف در رابطه با مواد مخدر است ، ولی هیچ ردی از این فرد نیست و کسی هم کاری برای دستگیری او انجام نمی دهد. قاضی دستور رسیدگی به این مورد را به ستاد مبارزه با مواد مخدر بالتیمور می دهد و گروهی از افراد پلیس گرد هم میایند تا به طور مخفیانه به جمع آوری مدرک بر علیه این باند و سر دسته آن بپردازند. این گروه با استفاده از تجهیزات مختلف از جمله وسائل شنود به مکالمه فروشنده گان و قاچاقچیان مواد گوش می دهند ولی گوش دادن به این مکالمات آنها را نه فقط به سمت قاچاقچیان بلکه به سمت سیاستمداران و افراد قدرتمند دیگری نیز می کشاند که باعث وقفه و کارشکنی در ماموریت آنها می شود.
این سریال شاید با تمام سریالها و فیلم هایی که درباره مواد مخدر ساخته می شوند متفاوت باشد به دو دلیل، یکی نشان دادن مراحل مبارزه با مواد مخدر به صورت پدیده ای طولانی، مشقت بار، پر هزینه و گاها بی نتیجه و دلیل دیگر پر داختن سریال به جنبه های مختلف این پدیده به طور جزئی و با دقت بسیار به شکلی که دو روی پدیده قاچاق مواد یعنی در یک روی قاچاقچیان و در روی دیگر نیروهای پلیس به طرز استادانه ای تصویر شده است. در سمت قاچاق مواد از دلالان و خرده فروشان گرفته تا رئسا و بزرگان وارد کننده مواد با جرئیات باور نکردنی تصویر شده اند. در روی دیگر یعنی مبارزه با مواد مخدر ، از سطوح عالی مبارزه با مواد مخدر یعنی قانون گذاران و سیاست گذاران ، تا روئسای ادارات و ماموران پلیس محلی نمایش داده شده است. موانع قانونی ، رشوه ، زورگیری ، کاغذ بازی های اداری و قوانین دست و پا گیر همه به صورت ماهرانه ای در این سریال تصویر شده و البته چیزی که اهمیت دارد این است که بیش از آنکه تصویر به کمک خلق چنین پدیده هایی درآید، دیالوگ هایی که بر زبان شخصیت های این سریال نقش بسته اند بار اصلی را به دوش می کشند. دیالوگ ها معمولا طولانی و پیچیده هستند، دیالوگ هایی که از زبان قانون مداران گفته می شوند حاوی اصطلاحات فراوان حقوقی و دیالوگ هایی که توسط سیاه پوستان خرده فروش گفته می شوند حاوی کلماتی هستند که در هیچ دیکشنری ای یافت نمی شوند.
خالق سریال "دیوید سایمون" سالها به عنوان خبر نگار بخش جنایی روزنامه "بالتیمور سان" خود را به جای مواد فروشان و ماموران پلیس جا می زد و با هر دو قشر برای گرفتن اطلاعات هم صحبت می شد، یکی از دلایلی که باعث ایجاد تصویری واقع گرایانه  از روند مبارزه با مواد مخدر در این سریال می شود نیز همین رابطه نزدیک خالق سریال با این موضوع است. نکته دیگری که در این سریال مشهود است و البته در سریال فاخر دیگر HBO "سوپرانوز"  هم اشاراتی به آن شده است، تاثیر واقعه یازده سپتامبر بر دیگر فعالیت های نهاد های امنیتی و جنایی در آمریکا می باشد. به قول یکی از شخصیت های سریال ،دیگر مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان یافته در اولویت نهادهای امنیتی وجود ندارد، به قولی عرب ها و تروریست ها ، جای سیاه پوستان و دلالان مواد مخدر را گرفته اند، دیگه کسی برای دستگیر کردن یه قاچاقچی بهت تبریک نمیگه، اگه میتونی یه تروریست رو دستگیر کن.با وجود این انتقادات سریال این اراده را در گروهی از ماموران و سیاستمداران در آمریکا نشان می دهد که فارغ از هر گونه مصلحت طلبی ، و بدون ترس از عواقب کارشان به مبارزه با این پدیده بپردازند ، هر چند که ممکن است به از دست رفتن شغل یا حتی جانشان بینجامد.به قول شخصیت دیگری در این سریال "مبارزه با مواد مخدر جنگ نیست، جنگ روزی تمام می شود، مبارزه با مواد مخدر تا ابد ادامه دارد".
سریال " The Wire" در کنار سریال های "ددوود " و "سوپرانوز" به عنوان بهترین و یا یکی از بهترین سریال های تاریخ سریال سازی توسط منتقدین معرفی شده. دورانی که این سریال ها در شبکه HBO  در حال پخش بودند به عنوان دوران طلایی سریال ها نام برده میشود . آیا HBO  قادر است دوباره به دوران طلایی خود بازگردد؟

امتیاز: 9.7  imdb
سختی دیالوگها: 4.5  از 5
مخاطب: خاص


 

 

۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه

Six Feet Under



سریال 6 فوت زیر زمین محصول سال2001 تا 2005 و شبکه HBO می باشد.در این سریال داستان خانواده ای روایت می شود که به حرفه ای خاص مشغول بکارند . حرفه این خانواده مربوط به مردگان است، از تمیز و تشریح کردن و آرایش کردن مرداگان ، تا در تابوت گذاشتنشان و مراسم گرفتن و در نهایت خاکسپاری آنها. این شغل توسط پدر خانواده مدیریت می شود ، خانه ای که این خانواده زندگی می کنند ، در حقیقت محل کار آنها نیز هست و به نوعی این خانواده با مردگان زندگی می کنند. روزی پدر خانواده در تصادف کشته می شود و حالا این خانواده متشکل از یک زن و دو پسر و یک دختر ، باید این بار پدر خود را تشییع کنند و همزمان شغل و حرفه پدر را ادامه دهند که البته هیچ کدام از این کارها راحت نیست.

سریال 6 فوت زیر زمین ، سریالیست درباره مرگ و مفهوم مرگ و ارتباط بازماندگان با از دست رفته گانشان. ما از یک طرف با روابط این خانواده از هم ریخته مواجه هستیم و از طرفی با حرفه ناشناخته آنها که شامل مراحل مختلف کفن و دفن می شود. از طرفی با دنیای غم زده اطرافیان این مردگان آشنا می شویم که چقدر برای آنها دردآور ولی برای خانواده سریال ما خالی از هر گونه حس است. گاهی زنده ها از مردگان بی احساس تر می شوند.
6 فوت زیر زمین فاصله 2 متریست که تابوت زیر زمین قرار می گیرد .بر خلاف اسم سریال که اشاره به مرگ دارد ، مضمون آن بیشتر به حسی که روی زمین باقی می ماند بر میگردد.

امتیاز: 9.3
سختی دیالوگ ها: 3
مخاطب: خاص +17







۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

Rome



سريال رم محصول سال 2005 و شبكه HBO مي باشد. اين سريال با همكاري سه كشور انگلستان و شبكه BBC ، آمريكا و ايتاليا تهيه و توليد شد. داستان سريال درباره حوادث تاريخي رم قديم ميباشد. سريال از به قدرت رسيدن سزار و اختلافش با مجلس سناي رم و روابط عاشقانه اش با كلوپاترا شروع ميشود و با فرار مارك آنتوني به مصر  و به قدرت رسيدن امپراتور آگستين به پايان مي رسد. با اينكه تم اصلي سريال ماهيت تاريخي دارد ولي به مسائل مختلفي از روابط خانوادگي و عاشقانه گرفته تا حسادت هاي زنانه و قدرت طلبي ها و زورگويي هاي مردانه با تاكيد بر آداب و رسوم آن دوره توجه شده است. البته در سريال بيشتر به روابط شخصيت ها و سياستمداران اشاره شده تا جنگ ها و نبردهاي تن به تن. سيارن هيدز در نقش جوليوس سزار فوق العاده بازي كرده و به خوبي اين شخصيت جاه طلب و افسانه اي تاريخ رم را تصوير كرده است. 

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

Entourage




 
سریال رفقا(یا همراهان) از سال 2004 و شبکه HBO شروع به پخش شد. این سریال به تهیه کنندگی مارک والبرک و استیون لوینسون در باره ستاره ای نوظهور در هالیوود به نام وینسنت چیس "Vincent Chase" است . این بازیگر که از محله ای فقیر نشین در نیویورک آمده است با دوستان دوران کودکی خود و به همراه برادر خود جانی دراما Johnny Drama""در خانه مجلل خود در هالیوود زندگی می کند. این سریال بیش از هر چیز به دو نکته اساسی می پردازد ، یکی زندگی در هالیوود و دومی دوستی و رفاقت. این گروه چهار نفره ، با اینکه هم اکنون به ثروت و شهرت رسیده اند(البته یکی از آنها) ولی رفاقت خود را از دست نداده اند و وینسنت به عنوان یک ستاره هالیوود همانند دوران کودکی خود با دوستان خود رفتار می کند و هیچ اثری از غرور در اخلاق و رفتار آن نمی بینیم. وینسنت برادری دارد به نام جانی دراما (شخصیت مورد علاقه من) که از او بزرگتر است و به عنوان یک بازیگر درجه 3 مطرح است و دارد حرفه خود را از دست میدهد، او که هنوز مست شهرت پیشین خود است همیشه با این تکه کلام " جانی دراما هستم ، منو که یادتون میاد" سعی به یاد آوری گذشته دارد که دارد به کلی فراموش میشود.

۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

‍Carnivale


سريال كارنيوال محصول سال 2003 و شبكه HBO در ژانر رمزآلود و درام تهيه و توليد شد. شايد توصيف اين سريال و فضاي عجيبي كه خلق كرده به سختي توصيف فضاي كتاب صد سال تنهايي ماركز باشد. در اين سريال همه چيز در فضايي سورئال روايت مي شود ، كه جلوه هاي تصويري نيز به مدد داستان پردازي خارق العاده اين سريال آمده و يكي از شاهكارهاي HBO را به كمك خالق آن دنيل ناف خلق كرده. داستان سريال در 1930 و در ميانه ركود اقتصادي و فقر فراگير در آمريكا روايت مي شود.كارنيوالي در حال عبور از بيابان است كه پسري را پيدا ميكند كه در حال دفن مادر خود است. پسر جوان كه همه چيز خود را از دست داده به دستور رئيس كارنيوال ، به آنها مي پيوندد. اين كارنيوال كه افراد آن به نظر پسر جوان كمي عجيب مي ايند، از شهرهاي مختلف عبور مي كند و به سرگرم كردن مردم با نمايش هاي بعضا عجيب خود مي پردازد.زني كه ريش دارد، مردي كه سه متر قد دارد ، پير مرد كوري كه با ارواح حرف مي زند، و دختر جواني كه با كمك مادر فلجش آينده و گذشته را پيش بيني مي كند. اين كارنيوال توسط كوتوله اي مديريت مي شود كه ميانجي بين رئيس كارنيوال و كارمندان آن است. رئيس هميشه در كابين خود زندگي مي كند و از پشت پرده با كوتوله كه سمسون نام دارد حرف مي زند. با گذشت زمان پسر جوان متوجه ميشود كه همراهيش با اين كارنيوال و افراد عجيبش اتفاقي تصادفي نبوده و چيزي فراتر از تصور او در حال انجام است. به طور موازي داستان ديگري نيز روايت مي شود، داستان كشيشي متعهد كه به ناكهان احساس مي كند خدا با او حرف مي زند. او به دستور معبود ، كليسايي بزرگ بنا مي كند و از كودكان بي سرپرست در آن مكان نگهداري مي كند، يك شب كليسا آتش مي گيرد و همه كودكان مي ميرند. كشيش مجنون مي شود و به تيمارستان مي افتد ، ولي عجيب آنكه هنوز به او وحي ميشود. 


۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

House of Saddam



قبل از اینکه خودت بفهمی خائنی من فهمیدم (صدام حسین)

سریال خانه صدام محصول شبکه بی بی سی و با همکاری HBO تهيه و توليد شد ...این سریال کوتاه به زندگی صدام و اطرافیانش از به قدرت رسیدن او و جنگ با ایران شروع شده و با سقوط رژیم تحت امر او با حمله امریکا تمام می شود...سریال از ان جایی شروع می شود که رئییس جمهور بوش پیام حمله به عراق را از تلویزیون میدهد :"ظلم تمام خواهد شد.روز ازادی شما نزدیک است .سالها بی رحمی و شقاوت به پایان می رسد.صدام حسین و پسرانش 48 ساعت فرصت دارند کشور را ترک کنند. ممانعت انها از ترک کشور باعث برخورد نظامی خواهد شد." صدام و پسرانش به تلویزیون نگاه می کنند .همسر صدام (شهره اغداشلو) سراسیمه به این طرف و ان طرف می دود و در حال جمع کردن وسائل خود است.


بیش از هر چیز رخدادهای واقعی و بخصوص خود صدام است که ما را به دیدن این سریال تشویق می کند. دیدن شخصیت هایی که هر یک دوره ای را در کنار صدام گذرانده اند . زندگی خانوادگی او و پسرانش ، ارتباطش با زنهای دیگر .جنگ با ایران ،کویت و در اخر امریکا باعث می شود این سریال ارزش حداقل یک بار دیدن را داشته باشد. این سریال تعادل خوبی بین نشان دادن زندگی خصوصی صدام و زندگی سیاسی اش ایجاد می کند . تصویری که از صدام نشان داده می شود تصویری خاکستری یا با خصوصیات مثبت و منفی نیست .او شخصیتی کاملا سیاه دارد .به راحتی ادم میکشد و حتی به نزدیک ترین و وفادارترین دوستان و بستگان خود رحم نمی کند . شاید با دیدن این سریال بیشتر متوجه این موضوع شویم که او واقعا یک انسان روان پریش بود.





۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه

Sopranos



سریال سوپرانوز محصول 1999 در شبکه
HBO تهیه و تولید شد .. قبل از تولید این سریال مخالفت های زیادی صورت گرفت که بیانگر این بود که ژانر گنگستری ژانری منسوخ شده است و ظرفیت ساختی یک سریال بلند از ان وجود ندارد ... ولی نمایش سیزن 1 و به خصوص 2 این سریال خلاف این را ثابت کرد و البته سوپرانوز از عناصری استفاده کرد که در ژانر خود حاکی از نو اوری کامل بود.

داستان سوپرانوز حول و حوش زندگی فردی به نام تونی سوپرانوز می گردد که دارای دو زندگی کاملا متفاوت است..یک زندگی او به خانواده اش اختصاص دارد و زندگی دیگرش به شبکه زیر زمینی مافیای نیوجرسی که او ریاست هر دو را عهده دار است..تونی سوپرانوز با بازی فوق العاده جیمز گاندولفینی (تمام مردان پادشاه) روحی تازه به این سبک سریال سازی داده است و مسائلی که شاید کمتر در این ژانر مطرح می شده نمایان کرده است. یکی از خصوصیت های این سریال طبیعی بودن دیالوگ ها و بازی هاست به شکلی که گاهی فکر می کنید شاهد یک فیلم مستند هستید. جیمز گاندولفینی به گونه ای بازی کرده که هرگز در دام شخصیت های کلیشه ای پدر خوانده ای نیفتاده .تونی سوپرانویی که او خلق کرده بین مرز شخصیتی بی رحم و اتشین مزاج و گاهی شوج طبع و بذله گو راه میرود. از نو آوری های دیگر این سریال شکستن قالب های کلیشه ای مافیایی است، به عنوان مثال رئیس مافیایی نمایش داده می شود که ابتدای سریال ناگهان از هوش می رود و به دکتر روان پزشک مراجعه می کند و بعد از ان ما شاهد مکاشفه ای در دوران کودکی او هستیم و اینکه او چگونه به اینجا رسید . نکته مورد توجه دیگر اینکه تمام همسایه ها از اینکه سوپرانوها یه گروه مافیایی هستند اطلاع دارند و گاها رابطه خوبی با این خانواده دارند.
و اما مهم ترین مزیت این سریال دیالوگ های ان هستند ،شاید برای کسانی که به سریال های داستان محور عادت کرده باشند ،دیدن این سریال کمی سخت باشد ولی گاها به ما این حس القا می شود که اسکورسیزی این سریال را ساخته است. معمولا HBO در سریال های خود در ساختار شکنی پیش قدم است و سوپرانوز یکی ا ز این سریال ها بود که گاها مخالف سلیقه عموم حرکت کرد و تصویری واقعی تر از یک خانواده ای با ریشه ای ایتالیایی و تمام رسم و رسوم این خانواده ها ارائه کرد ، ترنس وینتر و دویید چیس بیشترین نقش را در موفقیت این سریال ایفا کردند. دیالوگ های این سریال بیشتر با ته لحجه ایتالیایی و با اصطلاحات فراوان محلی گفته می شود ،گاهی در یک گفتگوی کوتاه ده ها اصطلاح استفاده می شود که درک دیالوگ ها را برای ما مشکل می کند ، ولی با این حال هیچ کدام از اینها باعث نمی شود از دیدن این شاهکار صرف نظر کنیم. صحنه اخر این سریال یکی از فوق العاده ترین و بحث بر انگیز ترین صحنه های تاریخ فیلم و سریال سازیست ، که فقط تجربه دیدن آن (البته بعد از 86 قسمت) به دیدن صد ها فیلم می ارزد.

سریال در طور مدت پخش خود بیننده گان بسیاری را به خود جذب کرد و در کنار ستایش منتقدان پر درامد ترین مجموعه پخش شده در تلویزیون کابلی نام گرفت ،که با ده ها جوایزی که از Emmy و سایر جشنواره ها کسب کرد یکی از موفقیت امیز ترین تجربیات HBO در سریال سازی نامیده شد. البته انتقاداتی نیز به این سریال در مورد نشان دادن روابط پر تنش خانوادگی ، مشکلات روحی ، قتل ، تجاوز بر*هنگی ، مصرف مواد مخدر و .. به صورت بسیار اشکار ، گرفته شد ولی هیچ کدام از این ها مانع این نشد که منتقدان سختگیر به این که این سریال یکی از بهترین سریال های تاریخ است اقرار نکنند.


امتياز: 9.5
سختي ديالوگ ها: 4
مخاطب: خاص





۱۳۸۷ شهریور ۱۴, پنجشنبه

Deadwood




داستان Deadwood در شهری کوچک در جنوب ایالت داکوتای فعلی در اواخر سال 1800 میلادی روایت می شود. از سراسر امریکا برای یافتن طلا مهاجران بساری کوچ می کنند که با یافتن طلا یک شبه ره صد ساله را بپیمایند. این شهر که در ابتدای تاسیس خود بدون هیچ قانونی اداره می شود و همه کاره ان شخصی است به نام "سورنجن" که صاحب بار و فاح شه* خانه ای در "ددوود" می باشد که قانون را از طریق خود اجرا می کند. سورنجن با کاریزمایی شبیه بیل قصاب دارو دسته های نیویورکی شاید جذاب ترین شخصیت "ددوود" باشد .شخصیتی بی رحم اتشین مزاج و گاهی شوخ طبع که می توان گفت وجود این شخصیت در این سریال کافی است که شما را به دیدن این سریال ترغیب کند. 

این سریال یکی از بهترین و منسجم ترین فیلم نامه هایی را دارد که می توان تصور کرد . بازیها به خصوص بازی ایان مک شین در نقش ال سورنجن فوق العاده عالی است تا جایی که او را صاحب جایزه گلدن گلاب هم کرده . گریم .صدا برداری و کلا هر چیزی که از یک اثر کاملا حرفه ای توقع دارید در این سریال میابید، آن هم در حد نهایت.  این سریال کاملا بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده  و سیر تمدن یک شهر بی قانون تا رسیدن به قانون مداری به زیبایی در آن به تصویر کشیده شده.
persianisland.blogspot.com
شیوه نگارش دیالوگ های "ددوود" بیش از هر چیز ما را یاد سریال هزاردستان و جادوی دیالوگ نویسی علی حاتمی می اندازد. دیالوگهایی که تماما با آرایه های ادبی آمیخته اند و گاهی همچون دیالوگهای شکسپیری آوا می گیرند. شیوه بیان داستان کاملا نو و بدیع است، کلیشه های وسترن در این سریال جایی ندارند، شخصیت ها هر یک به شکل معجزه آسایی پرداخت می شوند. تصویر رخدادها گاهی آنقدر دقیق و ظریف است که ابعادی انسانی آن روزگار را با تمام شقاوت ها و بی رحمی ها بدون هیچ پنهان کاری ای نمایان می سازد.
persianisland.blogspot.com
فقط یک مشکل در این سریال وجود دارد و آن هم دیالوگ های آن هستند که شاید  بسیار سخت و پیچیده باشند .ديويد ميلچ بعد از ددوود هيچگاه موفقيت اين سريال را تكرار نكرد ، اختلاف ميلچ و شبكه براي نمايش سيزن هاي باقيمانده باعث توقف اين سريال شد ولي همچنين يكي از بهترين آثار اين ‍ژانر را باقي گذاشت كه تكرارش تقريبا غير ممكن است.ددوود  بهترین سریالی است که به عمر خود دیده ام.
 http://persianisland.blogspot.com/
امتياز: 9.3
سختي ديالوگ ها: 5 از 5
مخاطب: خاص +$1