ه‍.ش. ۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

Game of Thrones


سریال "بازی تاج و تخت " محصول  سال 2011 و شبکه "HBO" می باشد. سیزن یک این سریال از سرزمین پهناوری به نام "وستروس"  آغاز می شود که شامل "هفت اقلیم" است. این هفت اقلیم توسط حکومت مرکزی که تخت آهنین نامیده می شود اداره می شوند. جایگاه پادشاهی که هم اکنون در اختیار شاه "رابرت" است ، همواره دستخوش نبردهای بی پایان برای کسب قدرت مرکزی می باشد. در "وستروس" تابستان رو به پایان است و زمستان که گاهی سالها به درازا می کشد نزدیک. سالمندان برای نوه های خود از تاریکی و یخبندان دهشتناک دوران سرما همراه با موجودات خبیث مدفون شده در زیر یخ ها سخن می گویند که با آمدن فصل سرما سر از بالین برف بیرون آورده و عزم عبور از دیوار عظیمی می کنند که به نوعی تنها مانع بین انسانها در جنوب و یخبندان در شمال می باشد. "لرد استارک" مالک اقلیم "وینترفال" توسط دوست خود "شاه "رابرت" به پایتخت فرا خوانده می شود تا به عنوان دستیار پادشاه به مشکلات بی پایان حکومت رسیدگی کند. "لرد استارک" که فردی درستکار و با شرافت است با بی میلی دعوت شاه را قبول می کند ، ولی زمانی که به سرزمین تخت شاهی می رسد شرایط را بسیار هولناک تر از آنچه تصور می کرد می بیند.




سریال بر اساس سری رمان های " آوای آتش و یخ" نوشته "جرج آر آر مارتین" تهیه شده. این رمان که پنج جلد آن به چاپ رسیده قرار است در دو جلد بعدی خود که در آینده منتشر می شود به پایان برسد. خط روایی رمان منحصر به فرد است و طولانی بودن آن باعث دلزده گی خواننده نمی شود. سریال در سیزن یک خود به گفته نویسنده به رمان وفادار بوده و تقریبا بر اساس خط داستانی رمان به پیش رفته. با توجه به ژانر تاریخی حماسی سریال هزینه زیادی در پرداخت آن صرف شده و زمان نسبتا زیادی برای پیش تولید در نظر گرفته شده بود. بازیگران فیلم تماما در نقش های خود باور پذیر هستند و حتی نقش های جزئی هم از پرداخت کاملی بهره برده اند. در این بین برای من بازی "مارک ادی " در نقش" شاه رابرت" و "پیتر دینکلج" در نقش "تایرون لنیستر" شایسته قدر دانی اند. هر رو این بازیگر ها فن بیان فوق العاده ای دارند . "مارک ادی " در نقش شاهی فربه و هوسران که با وجود غرور فراوان هیچ گاه به دوست دوران نبرد خود "لرد استارک" از بالا نگاه نمی کند و هنوز به پاره ای از اصول جوانمردی اعتقاد دارد. "پیتر دینکلیج" نقش کوتوله ای از خانواده "لنیستر" را بازی می کند که ثروتمندترین خانواده در هفت اقلیم هستند. "تایرون لنیستر" با وجود جثه کوچک خود هم بیان شیوا و اغوا گرانه و هم هوشی بی نظیر دارد. تقریبا تمام گفته های او حاوی طعنه های پند آموز است، شخصیت جذاب دیگر "پتیر بیلیش" خزانه دار هفت اقلیم است که دارای فا.حشه خانه های متعدد است، او هم چهره اش و هم رفتارش ما را به یاد روباه حیله گر داستان ها می اندازد.persianisland.blogspot.com

سریال بازی تاج و تخت هر چند که عناصر ژانر فانتزی و حماسی را یدک می شود ولی شیوه پرداخت این عناصر با روایت کلاسیک داستان پردازی تفاوت دارد، شاید رگه های تراژدی نهفته در سریال که به اعتلای آن کمک زیادی می کنند نیز با تصور عامه تفاوت زیادی داشته باشد . شخصیت های به نسبت زیاد سریال هر یک پیشینه ای جذاب و منحصر به فرد دارند که تقریبا آنچه بر آنها گذشته و آنچه قرار است بر آنها اتفاق بیفتد با کلیشه های مرسوم همسو نیست. بر خلاف آثار مشابه پیش بینی آنچه قرار است بر سر شخصیت ها بیاید بسیار مشکل است و پیچش داستان همراه با شخصیت هایش از الگوهای آثار حماسی دیگر پیروی نمی کند.Persian Island




رمان خط روایی چند گانه دارد ، و در یک زمان متغیر های بسیاری در مکانهای مختلف در حال کنش و واکنش با یکدیگر هستند و داستان از یک منظر جلو نمی رود. بر خلاف اثری به مانند ارباب حلقه ها که سرنوشت تمام دنیا به دست هابیت کوچکی رقم می خورد ، در اینجا داستان بیشتر از مراودات دنیای کنونی با تمام پیچیدگی های فرهنگی و سیاسی بین کشور ها وام گرفته است. به عنوان مثال در سرزمین "وستروس" هر یک از خانواده های اشرافی در صدد رسیدن به تخت پادشاهی هستند گروهی دسیسه و گروهی جنگ روبرو می کنند ، در شرق قبایل وحشی با موهای بلند و مشکی و اسبان قدرتمند و مبارزین عظیم الجثه در صدد فتح غرب هستند. سلسله "تایگرین ها" که خود را از خون اژدها می دانند عظم بازگشت به تخت پادشاهی را دارند که سالهای سال از آن انها بود. و در این میان در شمالی ترین نقطه زمین پشت دیواری عظیم از یخ خطری بسیار عظیم تر دنیا را تهدید می کند که به قول یکی از نگهبانان دیوار اگر حکومت ها از ژرفای دهشتناک آن با خبر بودند به جای لشکر گشایی بر یکدیگر همگی عزم "دیوار یخی" را می کردند. داستان "بازی تاج و تخت" روایت بی پایان حسادت ها ، خیانت ها، نبرد ها و جان سپردن هاست.persianisland.blogspot.com

مخاطب: عام
امتیاز: 9/10
 سختی دیالوگها:


هیچ نظری موجود نیست: