۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

Downfall


فیلم سقوط محصول سال 2004 و کشور آلمان می باشد. در این فیلم ما شاهد آخرین روزهای زندگی هیتلر و رژیم آلمان نازی می باشیم. بیشتر صحنه های فیلم در پناهگاه زیرزمینی ای می گذرد که هیتلر و همراهانش در آن زندگی می کنند. فیلم بیشتر از دید منشی هیتلر روایت می شود ولی در هر حال نقش اصلی فیلم را خود هیتلر عهده دار است. در صحنه آغازین با گروهی از دختران جوان روبرو می شویم، که برای انتخاب شدن به عنوان منشی به دفتر خصوصی هیتلر می روند. دفتری تاریک با فضایی مستطیل مانند. دخترها کنار دیوار به صف می شوند و با اعلام نگهبان هیتلر وارد اتاق می شود. شباهت عجیب "برونو گانز" بازیگر نقش هیتلر در همان صحنه های ابتدایی بی بدیل است. راه رفتن و نگاه کردن ، و دست دادن با یک یک دختر ها. نگاه هیتلر به دختر جوان روایت گر ماست . او از همان ابتدای ورود به اتاق منشی خود را انتخاب کرده و دست دادن با بقیه و پرسیدن نامشان یک تعارف است. دختر به دفتر کار هیتلر فرا خوانده می شود ، پشت میز تایپ می نشیند و با سخن گفتن هیتلر شروع به تایپ می کند. از طرفی حضور در کنار رهبر آلمان و از طرف دیگر سخن گفتن قهارانه این رهبر ، دختر را دچار چنان هراسی می کند که قادر به تایپ نیست ، در متن چاپی غلط زیاد دارد. هیتلر به کاغذ تایپ شده نگاهی می کند و رو به دختر می کند و می گوید ،" اشکال نداره ، دوباره تایپ کن".

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

The Conformist


فیلم " conformist" محصول سال 1970 و به کارگردانی "برناردو برتولوچی" از کشور ایتالیا می باشد. داستان فیلم درباره مردیست ضعیف النفس به نام "ژان لویس تریتیناننت" که در صدد اثبات وفاداری خود به نظام "فاشیست" است و در همین راه حاظر می شود که به فرانسه سفر کرده و استاد سابق خود را که اکنون به فرانسه گریخته و یک ضد فاشیست محسوب می شود را ترور نماید.او که به تازگی با دختری از طبقه  متوسط جامعه ازدواج کرده تصمیم می گیرد ، که این ماموریت را با دوران ماه عسل خود در پاریس پیوند بزند.او در ملاقات با استاد خود به زن استاد علاقه مند می شود، و از طرفی برای کشتن استاد که او را از فلسفه ضد فاشیسم آگاه می کند تردید می نماید. در این میان "ژان لویس" به یاد خاطرات هراس ناک دوران بچه گیش می افتد.

Occupation



سریال کوتاه "اشغال" محصول سال 2009 و شبکه "BBC" می باشد. در این سریال ما با زندگی سه سرباز ارتش بریتانیا بین سالهای 2003 تا  2007  در شهر بصره مواجه می شویم. این سه سرباز که دوران خدمت سربازی خود را به اتمام رسانده اند، به شهر خود باز می گردند، ولی هر یک به دلایلی دوباره به عراق باز می گردند.یکی از این سربازان دلباخته زنی عراقی که به عنوان پزشک در یکی از بیمارستانهای بصره مشغول به کار است می شود، و دوباره به عنوان سرباز به بصره برای یافتن این زن میرود. دیگری سربازیست است که برای کمک به مردم عراق و بازسازی این کشور دوباره به عراق سفر می کند و نفر سوم برای کسب پول و ثروت و سوء استفاده از موقعیت ناامن این کشور دوباره راهی بصره میشود. سریال از روزهای آخر خدمت این سه سرباز شروع می شود، در حمله ای که سربازهای بریتانیایی به یک منزل گروه های تروریستی در عراق انجام می دهند دختر بچه ای به شدت زخمی می شود، گروهبان "مایک سویفت" دختر بچه را به بیمارستان میرساند، عده ای معدود پزشک مشغول مداوای صدها نفر مجروح و زخمی هستند، عده ای هم از طرفی مشغول غارت اموال بیمارستان می باشند، گروهبان "مایک سویفت" پزشک زنی را پیدا میکند که به دختر کمک نماید،اسم این زن " آلیا نبیل" می باشد، زن به گروهبان می گوید ، تجهیزات پزشکی برای مداوای دختر نداریم، تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که درد دختر بچه را تسکین دهیم، پزشک زن از گروهبان درخواست سیگارمی کند، گروهبان جواب می دهد سیگار برای سلامتی مضر است، زن می گوید :"امید به زندگی در سیگاریها 55 سال است ، در بصره امید به زندگی 35 سال است، من سیگار می کشم شاید حداقل تا 55 سالگی عمر کنم".

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

White collar




سریال " کارمند" یا " White collar" محصول سال 2009 و شبکه "USA" می باشد. سریال از یک فرار شروع می شود، فرد جوانی ریش های خود را می تراشد و یونیفرم مامورین زندان را می پوشد و به راحتی از زندان فوق امنیتی فرار می کند. نام این فرد "نیل کفری " است که توسط زیرنویس جاعل ، کلاهبردارو شیاد معرفی می شود ، او 3 ماه قبل از اتمام محکومیتش از زندان فرار کرد. "پیتر برگ" مامور FBI  که سالها تلاش کرده بود تا "نیل" را پشت میله های زندان بیندازد از موضوع مطلع می شود ، او به خانه دوست دختر "نیل" می رود ، نیل " بر روی زمین نشسته بطری شرابی به دستش است و بر فراغ دوست دختر گمشده اش که دلیل فرار او از زندان بود سوگواری میکند. سریال عمدتا بر محوریت همکاری این دو شخصیت که یکی تبهکاری فوق العاده باهوش (و البته خوش تیپ) و دیگری ماموری زیرک و با تجربه برای کشف مجرمان و جاعلان می باشد. "نیل کفری" برای آزادی از زندان و البته پیدا کردن دوست دخترش به استخدام FBI  در میاید ، تا این بار مغزی تبهکار به عنوان منبع دستگیری مجرمان مورد استفاده قرار گیرد.


۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

Modern Family


سریال"خانواده مدرن" محصول سال 2009 و شبکه "ABC" میباشد. داستان سریال درباره چند خانواده است که هر یک خصوصیات منحصر به فرد خود را دارند و در عین حال با هم نیز رابطه فامیلی دارند. پدر خانواده "جی" که فردی مسن ولی ثروتمند است با زنی زیبا به نام "گلوریا" به تازگی ازدواج کرده که چند ده سال از خودش کوچکتر است. او اهل کشور " کلمبیا" است و لحجه غلیظ کلمبیایی دارد، او از شوهر قبلی خود یک پسر به نام "منی" دارد. خانواده دیگر خانواده "دانفی" نام دارد، مادر خانواده "کلر "نام دارد که در حقیقت دختر "جی " هست، بر خلاف "کلر " که خیلی منظم و قانون مدار است ، شوهر او "فیل" کاملا بی خیال و بازگوش است، او به عنوان یک پدر معرکه شناخته می شود البته از نظر فرزندان. او در تفریحات خطرناک فرزندانش شرکت می کند، سعی می کند خود را از نسل جدید عقب نداند، از اصطلاحات و حرکات تین ایجرها تقلید می کند و به شدت از همسرش می ترسد ، و به نوعی یکی از فرزندان خانواده محسوب می شود تا پدر خانواده. در خانواده دیگر "میچل" فرزند پسر "جی" قرار دارد که با فردی هم جنس خود "کامرون تاکر" پیوند زناشویی بسته، و به تازگی آنها فرزند خردسالی را از کشور"ویتنام" به فرزند خوانده گی قبول کرده اند. این چند خانواده و تعاملات بین آنها ما را با سریالی مواجه کرده کرد که یکی از مفرحترین سریالهای در حال پخش نام گرفته.