۱۳۸۹ تیر ۵, شنبه

Parks and recreation


http://persianisland.blogspot.com
سریال" پارکها و تفریحات" محصول سال 2009 و شبکه NBC  می باشد. "لزلی نوپ" قائم مقام مدیر سازمان "پارکها و تفریحات" در شهر "پانی" در ایالت" ایندیانا" است. "لزنی" زن میان سالیست که همواره در کار خود بلند پرواز و جاه طلب است و با شور و شوق بسیار زیادی بر عکس بقیه همکاران خود در اداره برای توسعه فضای سبز و تفریحات سالم شهر خود تلاش می کند. داستان از چاله بزرگی شروع می شود، که به صورت نیمه کاره در شهر رها شده و محل جمع شدن زباله ها و اشیاء دیگر می باشد. "آن پرکینز" پرستاری است که دوستش به علت افتادن در این چاله دو پایش شکسته است و این موضوع باعث می شود "لزلی نوپ" به فکر تغییر کاربری این چاله بزرگ و تبدیل آن به پارکی زیبا بیفتد. با این حال تنها کسی که با شوق فراوان به دنبال رفع مراحل اداری این کار است خود "لزلی" ست، و فرد دیگری در اداره چندان تمایلی به درگیر کردن خود با این کار پرزحمت نشان نمی دهد، حتی رئیس او.
http://persianisland.blogspot.com

۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

David Letterman



"دیوید لترمن " مرد 40 ملیون دلاری شبکه CBS یکی از مجریان موفق در برنامه های شبانه این شبکه است که  از سال 1980 تا کنون به این حرفه اشتغال دارد. اوکه ابتدا فعالیت خود را با گزارش وضع هوا در رادیو شروع کرد، طبع کمدی خود را در همان زمان و در حین گزارش آب و هوا نشان داد. او با مهاجرت به "لس آنجلس" کار خود را با نوشتن متن های کمدی برای مجریان تلویزیونی ادامه داد و همزمان به اجرای برنامه در "استند آپ کامدی" کلاب ها پرداخت. و اما کسی که واقعا استعداد او را کشف کرد کسی نبود جز، "جانی کارسن" که او را بارها به برنامه خود دعوت کرد. در 1980 "لترمن" شوی کمدی خود را در شبکه "NBC" آغاز کرد که اقبال منتقدان مواجه شد. در اولین برنامه شبانه او به نام "نیمه شبی با دیوید لتر من" "بیل موری" افسانه ای مهمان برنامه او بود. 
http://persianisland.blogspot.com



۱۳۸۹ خرداد ۲۷, پنجشنبه

Army wives



"همسران ارتشی " محصول سال 2007 و شبکه "Lifetime"  می باشد. داستان سریال درباره چهار زن است که همسرشان مشغول خدمت نظام هستند و یک مرد ، که زنش در ارتش می باشد. زندگی این افراد در پوشش مشکلات شخصی شان که به نوعی با فعالیت همسرانشان پیوند خورده روایت می شود."راکسی" که بعد از چهار روز آشنایی با سرجوخه"ترور لی بلانک" ازدواج کرده، با زندگی در خانه های سازمانی ارتش آشنایی ندارد، اوابتدا تصور می کند، که نمی تواند با همسر های منضبط ارتشان و فرهنگ خاص آنها ارتباط برقرار کند. "کلادیا" همسر سرهنگ "هولدن" می باشد، که حادثه ای دردناک در پایان سیزن یک زندگی فوق العاده آنها را دگرگون می کند، "پاملا مورگان" که دو قلو حامله است ولی شوهرش پدر بچه ها نیست. زن دیگر سریال سرهنگ"جوان برتون " می باشد، که به تازگی از افغانستان به خانه برگشته، و با خاطرات ناگوار جنگ روزگار سپری می کند."دنیس" با سرجوخه "فرانک شروود" ازدواج کرده، این دو پسری به نام جرمی دارند، که زمانی که پدرش به خدمت نظام در خاورمیانه می رود، مادرش را کتک می زند. "راکسی" در باری مشغول به کار است که به "جودی بار" مشهور است، یعنی باری که مردان به دنبال زنان نظامیانی می گردند که به ماموریت های طولانی رهسپار شدند، و زنان خود را برای مدت های طولانی تنها گذشته اند. 
http://persianisland.blogspot.com

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

Big Love


http://persianisland.blogspot.com
سریال" عشق بزرگ" محصول سال 2006 و شبکه HBO  می باشد. داستان از سه خانه در جوار یک دیگر شروع می شود، در هر یک از این خانه ها زنی خانه دار با تعدادی بچه با سنین مختلف زندگی می کنند. "بیل هنریکسون" صاحب فروشگاهای زنجیره ای لوازم ساختمانی، تنها مردی است که به این سه خانه رفت آمد دارد ، با این تفاوت که برای ورود به این خانه ها ، همیشه از یک در و یک خانه استفاده می کند، و برای ورود به دو خانه دیگر از حیاط پشتی خانه ها که به هم متصل است بهره می برد. "بیل هنریکسون" یک چنده زنه است و از همه مهمتر یک "مورمن" ( پیروان دینی تاسیس شده توسط "جوزف اسمیت") است. او سه زن و نه فرزند دارد و مانند بقیه "چند زنه ها" در ایالت "یوتا" این موضوع را از ترس آبروی خود و همین طور تعقیب نهاد های امنیتی پنهان می کند. "بارب" زن مسن تر و قانونی "بیل" می باشد، او به نوعی رئیس دو زن دیگر می باشد ، برنامه ریزی های مختلف این سه زندگی مختلف زیر نظر "بارب" انجام می شود، این که "بیل" باید چه شبی به چه خانه ای برود و یا اینکه مسئولیتهای مختلف خانه و نگهداری بچه ها توسط چه کسی انجام گیرد همه توسط"بارب" و البته با مشورت دو زن دیگر انجام می شود. "نیکی " زن دوم کمی زرنگ و مکار است ، پدر او "رومن گرنت" رهبر یکی از شاخه های کلیسای "مورمن" ها می باشد، که چند همسری را ترویج می کنند. او فردی مسن ولی مقتدر و حیله گر است، و با "بیل هنریکسون" دشمنی بسیاری دارد که ریشه آنها به سالها قبل بر می گردد. زن آخر و جوان تر "بیل" "مارجین " نام دارد که ساده و سر به هوا است. زندگی " بیل هنریکسون" پیچیده تر از آن است که تصور آن می شود.
http://persianisland.blogspot.com

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

مصاحبه "مایکل امرسون" بازیگر نقش "بنجامین" لاینس در سریال گمشدگان


 
مصاحبه "مایکل امرسون" بازیگر نقش "بنجامین لاینس" در سریال گمشدگان با مجلهAccess Hollywood درباره پایان سریال

حالا که می تونی راحت راجب سریال حرف بزنی ، آیا از اینکه "بن" تا آخر تو سریال بود تعجب نکردی؟
مایکل: من اصلا انتظار نداشتم که "بن" تا پایان سریال به هر صورت حضور داشته باشه، در هر حال من از پایانی که برای "بن" به تصویر کشیده شد راضی بودم، یعنی یه جور در میانه شخصیت رو نگه داشتن، و کامل سرنوشتشو بیان نکردن .
  
تو قسمت آخر، تو هم نقش شخصیتی خوب رو بازی کردی و هم بد. سخت نبود برات این تغییرات ؟
نه زیاد، یعنی ما سالهای زیادی بود که داشتیم این کار و تو "لاست" می کردیم. بنابراین من فقط با جریان سریال پیش می رفتم، و هر چی برای شخصیت اتفاق می افتاد رو بازی می کردم و برام زیاد ناراحت کننده نبود که "بن" با شیطان پیمان بسته تو قسمت های قبل. فکر کنم اون فقط  سعی داشت زنده بمونه.
و فکر می کرد که با این پیمان می تونه به آرزوی همیشه گیش یعنی رهبری جزیره برسه.
بله این تنها چیزی بود که اون نمی تونست فراموش کنه.
  
قبل از پایان ، "هرلی " "جیکوب" جدید می شه، و "بن" در رتبه دوم قرار می گیره. برات عجیب نبود که" بن " نفر دوم بشه، یا شاید از روی استیصال بوده که راضی به هر پستی بشه.
من فکر کنم بن میخواست کاری رو انجام بده که براش ساخته شده. در طول یکی دو سیزن قبلی اون کم کم توقعاتشو تعدیل کرد. فکر کنم اون راضی بود نقش یک دستیارو بازی کنه اگر بنا باشه که نتونه کارها رو در دست بگیره و کاری هایی رو انجام بده که احساس می کنه باید انجام بشه.

شایدم به این خاطر که "هیوگو" در نقش نفر اول چندان تهدیدی حساب نمیشه
من فکر کنم "بن" یک تجلی خاصی از رهبریت مطلوب داشت و به این نتیجه رسید که شاید برای نفر اول چندان مناسب نیست. شاید نفر دوم بودن برای اون بهتر بود.

فکر می کنی چرا "بن" با بقیه به کلیسا نرفت؟